دلخستگی

دلخستگی

دلتنگی یعنی همین باران های بی امان همین خیابان بلند خیس همین ادم های در انتظار اخرین قطار عصر همین چترهای سیاه روی سر …. دلخستگی هم یعنی همین من که دیگر زیر هیچ بارانی قدم نمیزنم

خط تیره

خط تیره

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت نوبت به ما که رسید قلم افتاد … دیگر هیچ ننوشت ! خط تیره گذاشت و گفت : تو باش اسیر سرنوشت …

تکست عاشقانه

تکست عاشقانه

تکست عاشقانه ♡ زمستون ♡ به من قولی بده: ↖ســَرد↗نشو عشــ♥ـق من ↙ سَرمایی ست↘ کنارش نیستم تا سرش غُر بزنم لباس ◀گَــرم▶بپوشد ☆ زمستون ☆ اگر↖سـَـرد↗باشی اوسَرما میخورد و قلـ♥ـب من ترک برمیدارد  تمام↙سَرمایت↘ را نزد من بیاور ؛ من میپَذیرم…

خــنجـــر خــیانــت

خــنجـــر خــیانــت

هــــرگـــــاه از شــــدت تـنهـــایــی هوس اعــتمــادی دوبــــاره بــــه ســـــرم مـی زنــد … خــنجـــر خــیانــت را کــه در پــشـتم فـــرو رفــته در مــی آورم … صــیقــلی عــــاشـقـانـه… انــدکی نمــک بـــه رویــش … نـــوازشــش کـــرده و دوبـــاره ســر جــاییش می گـــذارم …!!! از قـــــــول مــــن به آن لــعنــتی بـــگــــــــویید :خــیالـــش تـخــــت ! منــه دیـــوانه هـنـــوز بــه خـنجـــرش هـــم وفــــا دارم ….

غمگیـن و تنهـا

مردانــه کــه دلت بگیـــرد کــدام زن میخواهــد آرامــت کند …؟ مردانــه که بغض کنے چه زنے توانایے آرام کــردنت را دارد …؟ مــرد که باشــے حق ایــن ها را نــدارے … مــرد که باشے حـق ات فقـط در دل نگـهداشتن است …. مــرد که باشے از دور نماے ِ کوهـے را دارے ,  مغـرور و غمگیـن و تنهـا …. مــرد که باشے شـب که دلت بگـیرد   […]

منو تنها گذاشتی

منو تنها گذاشتی

اون روزی که از هم جدا شدیم بارون میومد …  تو هم با چترت منو تنها گذاشتی زبر بارونو رفتی … دیگه وقتی بارونم نمیاد چترمو برمیدارم با خودم تا همیشه بیادت باشم

دلم اسیره

دلم اسیره

می دونست دلم اسیره ولی رفت می دونست گریه ام می گیره ولی رفت می دونست تنهایی سخته ، می دونست می تونست باهام بمونه ، نتونست می دونست دلم شکسته ولی رفت غم اون تو دل نشسته ولی رفت

اگر دل بدهی

اگر دل بدهی …

مغــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرورم ••• اما اگر دل بدهی غرورم را فرش زیر پایت میکنم ••• *خودخواهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ••• اما اگر دل بدهی تمام خواسته هایم درتو خلاصه میشود •• *پیچیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده ام ••• اما اگر دل بدهی برایت تبدیل به یک جمع ساده میشوم ••• *لجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبازم ••• اما اگر دل بدهی آتش میزنم هر آنچه با تو سر لج […]

نامم را پاک کردی ... یادم را چه میکنی

نامم را پاک کردی … یادم را چه میکنی

نامم را پاک کردی … یادم را چه میکنی ؟ یادم را پاک کنی… عشقم را چه میکنی؟ اصلا همه را پاک کن هر آنچه از من داری از من که چیزی کم نمیشود … فقط بگو با وجدانت چه میکنی؟ نکند آن را هم پاک کرده ای؟ نــــــــــــه ! شدنی نیست… نمیتوانی آنچه که […]

حرف ها پشت سرهم بر سرم اوار ميشود

حرف ها پشت سرهم بر سرم اوار ميشود

حرف ها پشت سرهم بر سرم اوار ميشود . حرفهاى خودم با خودم مثل خنجرى تيز است ولى درد ندارد نمى خراشد ادمها طعم و مزه تان را تغييرندهيد چاى تلخ هم مزه اى دارد، پسنديده ميشود. ادمها چند رنگ بودن زيباست ولى براى طبيعت طبيعت روح بزرگى دارد چند رنگى را تاب مياورد زيبا […]

دلـم یـک خیـابــان میخواهد

دلـم یـک خیـابــان میخواهد

دلـم یـک خیـابــان میخواهد … که بشود باتو قدم زد … جایی که مردمش زبان مارا بلد نیستند … من به زبان خودمانی … هی بگویم دوستت دارم  و عابــران درگیـــر این کنجکاوی باشند …  مـن چه می گویــم که تــو  “اینـــــــطور میــخنــدے”…

تورا دوست می دارم

تورا دوست می دارم

تو را دوست میدارم ! در غروب خون رنگ لبهايت به وقت جنون به رنگ خون تورا دوست می دارم ! حالا بگو ای هميشه نبودنت هراس که مرگ است عاشق زندگی يا زندگی عاشق مرگ .